خرید بک لینک

نشستم تو کتابخونه دانشگاه و دارم فکر میکنم خب حالا که کارام جلو تر از بقیهست و ابزار کارمم ندارم برم سر کلاس بشینم به در و دیوار بنگرم؟

بعد اون روی خوشی طلبم بالا میاد و میگه برو یه قهوه دم کن با بیسکوییت بشین پای لپ تاپت و رمانتو ادامه بده بعد اون روی مسئولیت پذیرم میگه نههههههههه جزوه ی چاپو مرور کن تمرینای فردا رو انجام بده تاریخ پوستر و هم نخوندی چاپ گرافیکم نصفه ست و ...

یعنی یه جنگی درونم بین مریم مسئولیت پذیر و مریم خوشی طلب برپاست که بیاو ببین

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 19:42

این وقت نشناسی و سر به هوایی من اخر کار دستم میده از شش روز هفته که کلاس دارم سه روزشو دیر میکنم و مجبور میشم به مامان یا بابام بگم برسوننم یه بلای دیگه ام که سرم اومد این بود که سر کلاس چاپ های صنعتی دیر رسیدم و دیدم بچه ها سر کلاسن و برقا رو خاموش

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 19:42

درونم مریمی هست که دوست داره ساعت ها و روز ها و هفته ها شیرینی پزی کنه گاهی وقتا بره مسافرت گاهی تو هوای بارونی بره خرید بعضی موقع هام با یه اهنگ لایت بذاره و با دوستش شروع کنه به طراحی خلاصه که خیلی طالب ارامشه اما نمیتونم بهش اجازه بروز بدم وقتی ای

برچسب: نویسنده: پرهام کریمیان تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 19:42

صفحه بندی